پشكو آرام جمعه 23 فروردین 1392 07:15 ق.ظ نظرات ()
بیاد بیاورید با افتخار گفتنهای تعدادی از صابنظران دانشگاهی را که ما موفقیتهایی در تک جنسیتی کردن تعدادی زیادی از دانشگاهها ی کشور کسب کردیم ، که در سال 91 بیشترین درصد جداسازی روی داده است . کاش میشد آنها را در تلویزیون حاظر کرد تا اعتراف کنند که ما در عرض 33 سال که از دگرگونی جامعه گذشته است شکست خوردیم و نتوانستیم الگویی پیاده نماییم که دختر و پسر در دانشگاه با هم در کلاس حضور یابند و در عین حال کمترین میزان آسیب را شاهد باشیم .
کسی نیست که به این آقایان بفهماند که در روانشناسی رشد یک اصل بسیار ساده است که کودک از 11 تا 12 سالگی دچار تحول شده و وارد دوران بلوغ و نوجوانی میشود و یکی از خصوصیات این دوره در 1 سال اول گرایش بطرف جنس موافق است اما چون بین او و خودش بنّایی و دیواری وجود ندارد در عرض مدت کوتاهی به تمامی سوالات اساسی در مورد جنس موافق دست میابد .
برای او اینبار یک علامت سوال بزرگ در مورد جنس مخالف مطرح میشود . بدیهی است چون در جوامع غربی دختر و پسر از کودکی با هم بزرگ می شوند و بین آنان فاصله وجود ندارد در دوران نوجوانی در عرض مدتی کوتاه به جواب این سوال نیز دست یافته و حتی به جایی می رسند که روانسناسان و جامعه شناسان در سر کلاس دبیرستان برای آنان فیلمهای جنسی آموزشی پخش مینمایند اما فقط 10 درصد دانش آموزان تمایل دارند که رفتار جنسی از خود نشان دهند و بقیه دنبال علایق ، سلایق و بروز تفکرات خلاق خود هستند . اما در جامعه ما چی ؟ در دوران نوجوانی جنس مخالف یک تابو و یک هیولایی وحشتناک جنایتکار برای نوجوان ترسیم می شود و این صاحبنظران دینی که در دوران نوجوانی برای آنان دیواری بلندو کج بنا نهاده اند اکنون چاره را درین یافتند که برای دوران جوانی آنان نیز دیوار را بلندتر و بین آنان فاصله ای بیشتر اندازند .

راهکار واضح اینست که اگر میخواستیم از لحاظ رفتارهای خطرساز جنسی و جنسیتی خیالمان راحت شود بایستی کودکان را حداقل از دوران راهنمایی همکلاس میکردیم و اما اینطور نیست که آنان را بحال خود رها میکردیم بلکه باید برای آنان برنامه مدون روانشناختی در حیطه های شناختی - عاطفی هیجانی - بلوغ اجتماعی و فرهنگی می داشتیم . نمیگوییم و ادعا نداریم که مدینه فاضله می شد اما آسیب مطمئنا به حداقل می رسید .